تبليغاتX
.*•.(¯`•. پسرک فراموش شده .•´¯).•*.
به نام تک دانشجوی دانشکده قلبم که هرگز قارف التحصیلی ندارد
..::::..

+ نويسنده جمعه 1387/12/23

ساعت 17:57

توسط ...

شلام

دیگر وقت خداحافظی است ، شاید هم ...! بهانه ای برای سلامی دیگر باشد ...!

قول می دهم ...! قول می دهم که دیگر گلها را به امید داشتن ها و نداشتن ها پرپر نکنم ...! قول میدهم که دیگر انگشتان دستانم را به امید بودن ها و نبودن ها باز و بسته نکنم ...! آری خسته شده ام ...! دیگر از ترکیب سیاه و سفید و خاکستری خسته شده ام ، میخواهم رنگ دگری شوم ...!

+ نويسنده جمعه 1387/12/23

ساعت 17:56

توسط ...

چه آرام سقوط کردم امروز از کوه امید ، گویا تنها پناهگاه من همین چاه یاس است و نا امیدی.

                                               امروز به این باور رسیده ام که دیگر نمی توانم نقشم را ادامه دهم ، گویا مهر باطل خورده ام و در نهایت یک برگه ی سوخته ام.

                                                                                               امروز فهمیدم اشتباه کردم ، تا دیروز سکوت می کردم شاید بتوانم آزادانه فریاد بکشم ، اما نه انگار حتی صدایم هم بالا نمیاد ، من خودم را در بی صدایی حبس کرده بودم.

امروز فهمیدم دفتر سرنوشتم را بی حوصله و دلگیر از همه چیز و همه کس خط خطی کردم.

                                                                                                  امروز فهمیدم پله های امیدم را ناخواسته خراب کردم ، چه بی هدف راه رسیدنم را هموار کردم

امیروز فهمیدم جنگل عاطفه ام به آتش بی مهری سوخته ، دریای صداقتم به جرم سادگی کویر شده و گل امیدم به عشق فردا پرپر شده

                        امروز فهمیدم این گونه نمی توانم زندگی کنم ، ساکت ، بی صدا ، بی امید و ...

 امروز فهمیدم زندگی بدون دغدغه بی معنی ست ...!

+ نويسنده جمعه 1387/12/23

ساعت 17:51

توسط ...

..::::..

راستی دوستان نمی خوام وبلاگم تعطیل شه ، آخه خیلی دوستش دارم ، حداقل حرفهای خودمو برای خودم میزنم تا کمی این دل شکسته ام آروم بشه ، ولی وقتی می بینم با اینجا اومدن فقط وقت خودمو تلف میکنم از خودم نا امید می شم و می گم چه دلیلی داره که دردلامو اینجا بزنم ؟ کی گوش میده ؟ کی درک می کنه ؟  فقط میان و میگن پست خوبی بود و بعد تبریک میگن و ...! فقط همین و بعد همین حرفو میرن به یه نفر دیگه میزنن ، اصلا آیا تا حالا شده از خودمون بپرسیم که چرا ما دردلامون و حرفامون رو میایم اینجا ، تو وبلاگمون میزنیم ؟ اصلا تا حالا چقدر شعر نوشتیم ؟ چقدر شعر خوندیم ؟ آیا تا حالا کسی بوده که بیاد حرف ما رو بفهمه ؟ اومده که حرفهای ما رو از صمیم قلبش بخونه ؟

+ نويسنده جمعه 1387/12/23

ساعت 17:48

توسط ...

به نام تنها مونس شبهاي تنهايي ؛ دلم مي خواست من باشم و تو با يک دنياي خالي ؛ دوست داشتم تو باشي منو دو قلب پر احساس ؛ اما نمي شه بدون تو دنيا برام ارزشي نداره ؛ کاش خودم مي مردم ؛  اما مرگ لحظه هاي پر احساس زندگيم رو نمي ديدم ؛ خدايا چه سخته ؛ تحملش چه سخته ؛  اما مي دونم که اگه نشد باهم باشيم ؛ اما قلبامون هنوز باهمه ...! من الان بيش از هر زماني اون دلي  که بهم دادي تو قلبم حس مي کنم ؛  امشب اگه تنهام ؛ اگه نيستي باهم اشک بريزيم ؛ اما ضربان قلبتو تو دلم احساس مي کنم ؛ اگه هر شب از شوق بودن با تو خوابم نمي برد ؛ امشب از درد جدايي و غم نبودنت نمي تونم بخوابم ...!  نيستي اما من حست مي کنم ؛ باهام حرف نمي زني ؛  اما من صداتو مي شنوم که تو دلت داري حرف مي زني ؛ نمي بينمت اما با همه وجود تو ذهنمي ...! الان به ياده لحظه آخر افتادم ؛ لحظه آخر صدات لرزيد ؛ صداي منم لرزيد وقتي صدات قطع شد باور لحظه ها برام مشکل شد ؛ تازه فهميدم که ديگه هرگز اين صدارو نمي شنوم ؛ اشک ريختم ؛ اما چيزي عوض نشد ؛ من موندم با يک جاده بي انتها که از اين به بعد کسي رو براي همراهي ندارم ؛ چه دردناک بود  اون لحظه ؛ قدرت تحملشو نداشتم ؛ اما چاره اي جز تحمل نداشتم ...! زندگي با من چي کار کرد؟ امشب چه طولاني شده ؛ بغضمم نميشکنه ؛ امشب همه چيز عذاب آور  شده ؛ سکوت ؛ بغض خفه کننده ؛ فکر تو ؛ صداي ضربان قلبم ؛ تحمل ؛  نفس کشيدنم ؛  باور لحظه هام و  نگه داشتن قلبي که تو به من دادي سخته ؛ سخت تر از حد توانم ...! حست ميکنم ؛  با همه وجود حست مي کنم ؛ مي دونم که الان داري به من فکر مي کني ؛ مي دونم ؛  باور دارم با من نيستي اما من تورو با ذره ذره وجودم حس مي کنم مي دونم که تو هم منو حس مي کني ...! الانم دارم آهنگايي که با همه وجود به تو دادم گوش مي دم ؛ اون روز که اون آلبوم رو به تو دادم مي  دونستم که توي اين شب که عذاب آور ترين شب زندگيمه تنها اين آلبوم ميتونه منو با آهنگاش  باور کنه ؛ براي همين به تو دادم ؛  تا تو هم تو اين شب بري سراغش ...! کاش تو هم الان گوش بدي و مثل من خودتو به احساس واقعي اين آهنگا بسپاري...! يک بار بهت گفته بودم ؛ الان بازم ميگم : به تو ساده دل ندادم که بري ساده ز يادم ؛ هر چقدر بيشتر فکر مي کنم کمتر مي تونم باور کنم که ديگه باهم نيستيم ...! چه پاک بود اين احساسي که بين ما بود ؛ چه ساده بوديم هردومون ؛ ما که توقع زيادي نداشتيم ؛ فقط مي خواستيم خودمونو فداي احساسي که برامون ارزش داشت  بکنيم ؛ اما نشد...!  زندگي به ما مهلت نداد...! خدايا زندگي چه بي رحمه ....! ما که توقع زيادي نداشتيم ؛  فقط مي خواستيم با هم باشيم ؛ اما زندگي اين حقو از ما گرفت ؛ کاش  بودي و مي ديدي که بدون تو دليلي براي ادامه ندارم...!  ساعت ها از لحظه آخره با هم بودنمون گذشته ؛ اما من انگار تو اون لحظه متوقف شدم ؛ دوست ندارم که از ذهنم بيرونش کنم ...! خدايا چه سخته جدايي ؛ هنوز به اندازه نصف روز از لحظه آخر نگذشته اما من طاقتم داره تموم ميشه ؛ چقدر دلم برات تنگ شده دلم بد جوري گرفته ؛ اما اين بار تو نيستي که برات از دل تنگيام بگم ؛ ستاره دلتنگي هاي منم امشب تو آسمون گم شده ؛ پيداش نمي کنم اين شبم که به آخر نميرسه ...! خدايا اين زجر تا کي مي خواد ادامه داشته باشه؟ چرا ديشب که با هم مي خنديديم زود  گذشت؟ ولي امشب که با هم نيستيم پايان نداره؟ مي خوام از خدا بخواهم که به هر دومون کمک کنه ؛ من دعا مي کنم تو هم دستاتو بالا بگير تا دعامون بر آورده بشه ؛ مي دونم که سخته اما بيا باور کنيم ؛ که براي ما بازگشت امکان نداره ؛ نمي دونم امشب تا کي مي خواهد طول بکشه اما من تحمل مي کنم ؛ تو هم تحمل کن ؛ ميدونم که ميگي سخته ؛ مي دونم که داري اشک ميريزي وميگي نميخوام اما اينم مي دوني که ما مجبوريم که زير بار غصه هامون تحمل کنيم ؛ پس منم با تو اشک ميريزم  و سعي مي کنم که با هر قطره اشکم هم باورمو بيشتر کنم و هم احساسمو ....!  دوستت دارم براي هميشه ؛ مي دونم که تو هم تا آخرين لحظه دوستم خواهي داشت مي خوام برم  ؛ برمو از فردا با سکوت و دل شکستم يک زندگي بي دليلو شروع کنم ؛ ميخوام برم  و با همه اين چيزايي که اتفاق افتاد باز خدارو شکر کنم ؛ تو هم برو برو تا کم کم بتوني باور کني که هميشه هر چي تو زندگي دوست داشته باشي بهش نميرسي ...!

          دلم برات چه تنگه

                          دنيا دلش چه سنگه دنيا

                                          حسابي مارو دور خودش دوونده

                                                           صبرم زياده اما عمري ديگه نمونده

برام سخته ، خيلي هم سخته اما بايد بگم :

                                           خداحافظ زیباترین لحظه های زندگی من ، خداحافظ خاطرات من

+ نويسنده جمعه 1387/12/23

ساعت 17:40

توسط ...

1 . شما وبلاگ ساختین برای چی ؟

2. تا كي مي خواهيد ادامه بدين  ؟

3. شخصیت آرسین کوچولو رو از دید خودتون توصیف کنید ؟

4. به نظر شما آرسین کوچولو مغروره ؟

5. به نظر شما آرسین کوچولو میتونه صاحب آسمون باشه ؟

6. به نظر شما لازمه ی  ورود به دنیای بزرگا چیه ؟

7. چرا انقدر روزگار بی وفا شده ؟

8. آرسین کوچولو رو می بخشین ؟

9. فکر می کنید شما کدوم یکی هستید . . . . . . . ؟

چهار نفر بودند که اسمشان این ها بود :‌ همه کس ، یک کسی ، هر کسی ،  هیچ کس . کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند . هر کسی می توانست این کار را بکند ،‌ اما هیچ کس این کار را نکرد . یک کسی عصبانی شد ، چرا که این کار ، کار همه کس بود ، اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان این طوری تمام شد که هر کسی یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد . خوب حالا شما کدومشون هستین . . . . . . . ؟

+ نويسنده جمعه 1387/12/23

ساعت 17:35

توسط ...

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است...مواظب پلهای پشت سرت باش ...  تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن... کشنده ترین کلمه "اضطراب" است...آن را نادیده بگیر. صبورترین کلمه "انتظار" است... منتظرش باش. بی ارزش ترین کلمه "انتقام" است... بگذاروبگذر … ویرانگرترین کلمه "تمسخر" است... دوست داری با تو چنین کنند؟ موقرترین کلمه "احترام" است... برایش ارزش قایل شو. آرام ترین کلمه "آرامش" است... به آن برس. عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است... حواست را جمع کن. دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت" است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود. سخت ترین کلمه "غیرممکن" است... وجود ندارد... بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی" است... مراقب آن باش. دوستانه ترین کلمه "رفاقت" است... از آن سوءاستفاده نکن. زیباترین کلمه "راستی" است... با آن روراست باش. زشت ترین کلمه "دورویی" است... یک رنگ باش ... تواناترین کلمه "دانش" است... آن را فراگیر. محکم ترین کلمه "پشتکار" است...آن را داشته باش. سمی ترین کلمه "غرور" است... بشکنش. سست ترین کلمه "شانس" است... به امید آن نباش ... ناپایدارترین کلمه "خشم" است...آن را فرو ببر. بازدارترین کلمه "ترس" است...با آن مقابله کن. با نشاط ترین کلمه "کار" است... به آن بپرداز. پوچ ترین کلمه "طمع" است... آن را بکش. سازنده ترین کلمه "صبر" است... برای داشتنش دعا کن. روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش. ضعیف ترین کلمه "حسرت" است... آن را نخور ... سازنده ترین کلمه" گذشت" است... آن را تمرین... کن پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند. عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه. بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش. سرکش ترین کلمه" هوس" است...با آن بازی نکن. خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از آن حذر کن ... پایان

+ نويسنده جمعه 1387/12/23

ساعت 17:26

توسط ...

View Full Size Imageپ.ن : مي دونيد لذت زير بارون بودن چيه ؟ اينه كه كسي اشكهاتون رو نمي بينه

View Full Size Imageپ.ن : تمام عكس هاي وبلاگمو خودم آپلود كردم

View Full Size Imageپ.ن : خوشحال میشم کسی کمک خواست خبرم کنه

View Full Size Imageپ.ن : من دانشجو شدم

View Full Size Imageپ.ن : این وب دیگه آپ نمیشه

View Full Size Imageپ.ن : دوستون دارم خیلی خیلی زیاد

View Full Size Imageپ.ن : ای کاش سرنوشت جز این می نوشت

View Full Size Imageپ.ن : اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشقه ...

View Full Size Imageپ.ن : و امیدوارم با همه ی خوبی و بدی هام منو ببخشید ( البته همش بدی بوده نه خوبی ) و به آرزوهاتون برسید

+ نويسنده جمعه 1387/12/23

ساعت 17:23

توسط ...

.•* (¤¯`°•.! یک فاصله ی عاشقونه!.•°`¯¤) *•.

از راه دور تو را میپرستم ای قبله ی امید من... از راه دور به تو عشق می ورزم تا دیگر این فاصله ها را احساس نکنی... از راه دور درد دلهای خودم را به تو میگویم.... و تو را در اغوش محبت های خودم میفشارم آری از همین راه دور نیز میتوان دست در دستانم بگذاری... و با هم قدم بزنیم... به خواب عاشقی میروم تا این رویا برایم زنده شود... خاطره هایمان را همیشه در ذهنم مرور میکنم و هیچگاه نمیگذارم خاطره های لحظه ی دیدارمان از ذهنم دور شود... این فاصله ها را با محبت و عشقم از بین می برم وکاری میکنم همیشه احساس کنی در کنار منی... واین است برایم یه خواب عاشقونه خواب نگاه به چشمان هم ، خواب باهم بودنمان آری و این است یک فاصله ی عاشقونه ...!

+ نويسنده شنبه 1386/10/08

ساعت 0:0

توسط ... |

طراح قالب

mojgan

RSS